این مطلب ۸۷ بار خوانده شده
عملیات خیبر به روایت مهدی خداوردی/۱

بررسی استحکامات و موانع عراق در منطقه عمومی عملیات «خیبر»

بنابر گزارش‌های متعدد از منابع اطلاعاتی قرارگاه‌های کربلا، نصرت و تیم‌های شناسایی یگان‌های مستقر در هور، شکل آرایش دشمن متأثر از دکترین نظامی روسیه می‌باشد که به شکل آرایش یک گروهان تا رده گردان کشیده شده است.
نسخه مناسب چاپ

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مملو از رویدادها و حوادث عبرت‌آموز و شگفت‌انگیزی در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و به ویژه نظامی و مدیریت است که هر یک از آن‌ها می‌تواند موضوعی مهم برای مطالعه و پژوهش باشد و از تحلیل آن‌ها تجربیاتی را به دست آورد. عملیات خیبر در حوزه‌ی نظامی یکی از عملیات‌های شگفت انگیز است. عملیاتی بدیع که پس از گذشت سه سال و چهار ماه از شروع جنگ و پس از انجام سیزده عملیات گسترده و محدود از سوی ایران طراحی و به اجرا درآمد.

بدیهی است که بدیع بودن یک تحرک نظامی را باید در تدبیر خلاق و اقدامات متفکرانه فرماندهان و روحیه سترگ و شجاع رزمندگانش جستجو کرد که به عنوان نمونه می‌توان به اقدامات تیم‌های شناسایی و تلاش‌های عملیاتی آن‌ها برای کسب اطلاعات از وضعیت زمین، منطقه نبرد و دشمن در منطقه عملیاتی هورالعظیم اشاره کرد.

نیروهایی که بی‌باکانانه به مناطق پرخطر می‌رفتند تا از نحوه آرایش یگان‌های دشمن و تدابیر تاکتیکی فرماندهان آن‌ها، اطلاعات لازم و ضروری را جمع‌آوری کنند. در این نوشتار سعی شده نمایی از اقدامات عملیاتی تیم‌های اطلاعاتی خودی ارائه شود که با تلاش فراوان و حتی با نثار جانشان اطلاعات مفیدی را از دشمن از قبیل استحکامات و موانع، نگرش فرماندهان عراقی به حضور رزمندگان در منطقه عملیاتی، تاکتیک نبرد پدافندی عراق، اقدامات تاکتیکی و مراتب هوشیاری عراق در آستانه عملیات و نقاط قوت و ضعف عراق، کسب کرده‌اند.

نتایج تحلیل دستاوردهای نه چندان رضایت مندانه نظامی در عملیات‌های رمضان، والفجر مقدماتی و والفجر۱ دو بحث اساسی ضرورت تغییر در تاکتیک‌های عملیاتی و انتخاب منطقه‌ی جدید را فراروی فرماندهان در صحنه جنگ قرار داد تا به واسطه‌ی آن‌ها واحدهای نظامی خودی با ارزیابی توانایی‌های‌شان و نیز برطرف کردن ضعف‌هایش، بر قوای متجاوز عراقی غلبه کنند.چرا که ارتش دشمن پس از شکست سنگین در عملیات بیت‌المقدس که منجر به آزادی خرمشهر شد، توانسته بود با کمک‌های تجهیزاتی و مالی کشورهای غربی و عربی منطقه به بازسازی و توسعه سازمان رزم و ایجاد تغییرات اساسی در جبهه‌های مهم و استراتژیک و نیز ایجاد استحکامات اساسی در مواضع پدافندی مبادرت ورزد و انجام هر عملیات در جبهه‌های جنوب را بسیار سخت جلوه داده و یا با پذیرش ریسک بالا از سوی رزمندگان همراه سازد.

از این رو برای گریز از بن‌بست فوق، دو گزینه‌ای که در بالا اشاره شد می‌توانست، ابتکار عملی دوباره برای ایران در پی داشته باشد. لذا پس از بررسی‌های چند جبهه مهم در سراسر مناطق مرزی و نیز شناسایی‌های لازم، سرانجام در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۶۲ عملیات خیبر با رمز «یا رسول‌الله(ص)» با همکاری نه لشکر و شش تیپ پیاده به اضافه سه تیپ زرهی از یگان‌های عملیاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پنج لشکر از ارتش‌جمهوری‌اسلامی در دو منطقه مستقل هورالهویزه و زید با هدف تصرف بصره انجام شد.[۱]

منطقه‌ای که بخشی عظیمی از زمین صحنه‌ی نبردش کاملاً با سایر جبهه‌های دیگر متفاوت بود، بدیهی است که سوالات بیشماری را به ذهن متبادر ‌کند. از جمله؛ چه عواملی سبب انتخاب منطقه هورالهویزه برای انجام عملیات شد؟ چرا زمین این منطقه متفاوت است و چه ویژگی‌هایی دارد؟ وضعیت دشمن در این منطقه چگونه بود؟ برای کسب اطلاعات از وضع دشمن، چه تدابیر و اقداماتی انجام شد؟ برجسته‌ترین جلوه‌های تاکتیکی که قوای عراقی برای حفظ این منطقه انجام داده بودند چه بود؟ جمع‌بندی شناسایی‌های انجام شده حکایت از چه وضعیتی داشت؟ آنچه پیش روی شماست بخش دوم بررسی این عملیات است به قلم مهدی خداوردی:

                                                 ****

نگرش فرماندهان عراقی از حضور رزمندگان در منطقه عمومی عملیات

الف) مقاصد راهبردی و تاکتیکی ایران: بنابر اسناد و مدارک به دست آمده، فرماندهان عراقی بر این عقیده بودند که مقاصد استراتژیک ایران در مرحله اول، پیشروی و عبور از مرز بین‌المللی و رسیدن به شط‌العرب (اروندرود) است تا مقدمات اشغال بصره، انهدام یگان‌های مستقر در منطقه، قطع ارتباط زمینی و دریایی با کشورهای خلیج‌فارس و تسلط بر منطقه را فراهم سازد و از نظر تاکتیکی، اقدامات نیروهای پدافندی (واحدهایی از لشکر۹۲ زرهی ارتش و استعداد اندکی از نیروهای سپاه پاسداران) پیش از آن که تهاجمی باشد، جنبه پدافندی دارد.

همچنین آنان ضمن اطلاع از استعداد یگان‌های ارتش و سپاه و نیز حضور و فعالیت رزمندگان چنین برداشتی داشتند:

- تقویت و استحکام مواضع جلویی از قبیل بالا بردن خاکریز در جلوی حوزه این لشکر.(۹۲ زرهی)

- ایجاد دیدگا‌ه‌ها در طول جبهه و در عمق، با ارتفاع حدود ۶-۵ متر (که با خاک احداث شده است) و نیز ایجاد دکل‌های آهنی دیده‌بانی.

- احداث مواضعی برای نیروهای تأمینی در جلوی خاکریز اول با هدف اعلام خطر و اجرای عملیات تأخیری.

- کار گذاشتن تله‌های منور در جلوی خاکریز اول و جاده‌های نزدیک گشتی‌های خودی.

- تلاش برای اعزام گروه‌های گشتی به منظور جمع‌آوری اطلاعات از آرایش نیروهای خودی و کنترل منطقه ممنوعه.

- ادامه مراقبت از یگان‌های خودی.

- بازسازی مواضع خود و توزیع یگان‌ها در منطقه.

ب) روش‌های جنگی ایران: فرماندهان عراقی روش‌های جنگی رزمندگان ایران را در ۸ محور برای فرماندهان یگان‌های پدافندی‌شان در منطقه عمومی عملیات خیبر به ویژه محور جنوبی یعنی منطقه زید (در شرق بصره) مورد توجه و یادآوری قرار دادند.

۱. جمع‌آوری اطلاعات شناسایی‌ها

۲. اعزام نیرو به منظور شناسایی حدود میادین مین، معابر، شکاف‌های موجود در منطقه و جمع‌آوری اطلاعات از مواضع موجود در جلوی موضع اصلی پدافندی.

۳. حمله توسط نیروهای پیاده مجهز به سلاح‌های ضد تانک در شب و تکیه بر نیروهای داوطلب با پشتیبانی توپ‌خانه یا بدون پشتیبانی.

۴. پشتیبانی از نیروهای پیاده توسط واحد توپ‌خانه و تانک‌ها در بُرد مؤثر، به ویژه پس از به دست آوردن موفقیت‌های اولیه.

۵. نفوذ به عمق موضع پدافندی از طریق نقاط ضعیف.

۶. در صورت موفقیت در اشغال موضع پدافندی، استفاده از سلاح‌های ضد تانک به منظور دفع هر گونه حمله زرهی خودی.

۷. از نیروهای پیاده مکانیزه یا زرهی در مراحل بعدی حمله و غالباً همزمان با روشنایی اول روز بعد از حمله استفاده شده و برای پشتیبانی آن‌ها توپ‌خانه خود کششی و خمپاره‌انداز به کار گرفته شود.

۸. همزمان با پیشرفت نبرد، خاکریز در جناح‌ها به منظور جلوگیری از هر گونه دور زدن و تهدید احداث شود. (همان‌گونه که در نبردهای شرق بصره مشاهده شد)

ج) روحیه: فرماندهان عراقی، رزمندگان را فاقد روحیه رزمی بالا تلقی می‌کردند و بر این عقیده بودند که به طور کلی روحیه نظامیان مستقر در منطقه پایین‌تر از وسط است اما روحیه‌ی نیروی داوطلب متوسط است که به میزان به دست آوردن هرگونه موفقیت، ممکن است افزایش یابد ولی در روز و هنگامی که مواضع پدافندی‌اش غیر مستحکم و تعجیلی باشد قدرت آن را ندارد که در مقابل نیروهای زرهی ما ایستادگی و مقاومت نماید.(۳)

تاکتیک نبرد پدافندی عراق

فرماندهان عراقی با چنین برداشت و تحلیلی از توان یگان‌های خودی در منطقه شرق بصره، دستورالعملی را موسوم به «تاکتیک نبرد پدافندی»، علیه یگان‌های پدافندی ایران تهیه، تنظیم و در اختیار یگان‌های پدافندی‌شان گذاشتند. در بخشی از این دستورالعمل چنین اشاره شده است:

- کشف به موقع و تشخیص سمت‌های جلوی مواضع پدافندی به وسیله اعزام نیروهای گشتی رزمی و کمین.

- دفع و نابود کردن حملات دشمن [ایران] به وسیله توپ‌خانه در اولین گام، چنانچه نیروهای‌شان از میادین مین و موانع عبور کردند تلاش شود تا نیروهای تأخیری و رده‌های پوششی به دشمن (رزمندگان) تلفات و خسارات فراوان وارد کنند.

- از ایجاد هر گونه رخنه در موضع پدافندی جلوگیری شود.

- در نظر داشتن نیروی پاتک برای بازگردان هر موضعی که احتمالاً سقوط کند.

- مقاومت یگان‌ها در محل استقرار خود در طول شب و عقب‌نشینی آن‌ها تا این که با نیرویی مناسب در سطح لشکر در صبح روز بعد پاتک کند.

- حد عقب‌نشینی [احتمالی] تا سد خاکی مرزی است و خط مرزی «خط قرمز» یگان‌ها می‌باشد و عقب‌نشینی از آن تحت هیچ شرایطی نباید صورت گیرد.

- در صورت پیشروی دشمن، سریعاً نسبت به ایجاد یک خط [دفاعی] در جلوی قرارگاه‌های گردان‌ها اقدام شود.

- چنانچه لشکر موفق به باز پس‌گیری مواضع از دست رفته نشود، باید یک پایگاه تأمینی جهت عملیات احتیاط سپاه تشکیل شود.[۱۰](۴)

همچنین فرماندهی لشکر۲۶ پیاده - تاکتیکی عراق، با تحلیل توان رزم یگان‌های پدافندی ایران به ویژه در محور جنوبی عملیات و نیز منطقه عمومی شرق بصره و تشخیص سه نقطه ضعف از جمله: عدم توانایی نیروی زرهی ایران جهت مقابله با نیروی زرهی عراق، پرهیز از انجام تک‌های روزانه برای اجتناب از تأمین آتش نیروی هوایی و هوانیروز و نیز محدودیت فعالیت نیروی هوایی ایران، به یگان‌های تحت امر فرمان می‌دهد که باید با اتخاذ تاکتیک‌های زیر، وضعیت منطقه را به نفع خود تحت کنترل در آورند.

- مجبور ساختن ایرانی‌ها به قبول یک رزم زرهی با توجه به برتری توان واحدهای زرهی خودی جهت نابودی دشمن.

- تأخیر تک‌های شبانه دشمن با پایداری تا روشنایی اول روز، جهت آماده ساختن نیروهای پاتک‌کننده.

- انجام مأموریت‌های محوله با بهر‌ه‌برداری از ترابری نیروهای هوایی.

- کند کردن حملات ایرانیان با استفاده از موانع و ایجاد میادین مین.

- انتخاب درست سلاح‌های پشتیبانی‌کننده و استقرار و آرایش مناسب نیرو در مواضع پدافندی با هدف تأثیر بر روی نیروی دشمن و وارد کردن تلفات زیاد بر آن‌ها.

- تصمیم‌گیری قبلی برای انتقال نیروها و دادن فرصت کافی برای آماده شدن و اجرای شناسایی کامل.

- به کارگیری روش‌های صحیح در آماده کردن نیروها با بالا بردن روحیه‌ی آنان.

- تأمین آتش پشتیبانی مورد نیاز یگان‌های آفندی و پدافندی.

- تعویض کمبود ضایعات خودرویی، تجهیزاتی و دستگاه‌های مخابراتی.

- تکمیل کادر قرارگاه‌ها و انتخاب فرماندهان خوب، شایسته و با تجربه(۵)

وضعیت سازمانی، ترکیب و گسترش عراق

ارتش عراق کل خطوط مرزی در حال جنگ با ایران را به چهار سپاه به ترتیب ذیل سپرده بود.

سپاه یکم: مقر اصلی در کرکوک، مقر فعلی در جسان- منطقه مسئولیت: پیرانشهر تا شمال قصرشیرین

سپاه دوم: مقر اصلی در بعقوبه، مقر فعلی در پادگان منصوریه- منطقه مسئولیت: شمال قصرشیرین تا مهران.

سپاه سوم: مقر اصلی در ناصریه، مقر فعلی در شعیبه در بصره- منطقه مسئولیت: اواسط هورالعظیم تا دهانه فاو.

سپاه چهارم: مقر اصلی در عماره، مقر فعلی در شادگان میمونه در جنوب عماره - منطقه مسئولیت: هورالعظیم (محور چزابه) به سمت شمال[۱۱](۶)

در مدت زمان اول سال ۱۳۶۲ تا آخر بهمن‌ماه همان سال، نیروهای ژاندارمری، نیروهای دریایی، نیروهای جیش الشعبی و نیروهای ارتش ترکیب نیروهای عراقی داخل هور را تشکیل می‌دادند.

نیروهای ژاندارمری عمدتاً در ۶ پاسگاه ترابه، ابولیله، البیچه، الصخره، مجنون و زردان استقرار داشتند.

نیروهای دریایی: قرارگاه این نیروها در روستای کساره، مقر فرماندهی آن در الصخره و محدوده‌ی عمل آن‌ها گشت در آبراه‌ها و برکه‌های هور بود که دارای قایق‌های تندرو و قایق‌های بزرگی به نام زروغ – مجهز به دوشکا بودند.

نیروهای جیش الشعبی بر روی سده الصخره روطه تا المزیره مستقر بودند و فاصله هر سنگر آن‌ها بین۱۰۰ تا ۵۰۰ متر متغیر بود.

نیروهای نظامی: منطقه عمومی العزیر تا فاو زیر نظر سپاه سوم بود که لشکرهای ۱۱ پیاده در شلمچه، لشکر پیاده در زید و لشکر ۵ مکانیزه در کوشک، لشکر ۱۹ پیاده در طلائیه و لشکر۶ زرهی به عنوان احتیاط در نشوه استقرار داشتند.(۷)

در مجموع درباره وضعیت گسترش نیروهای عراقی در منطقه می‌توان گفت که:

- دشمن از ناحیه شمالی منطقه عملیات (یعنی محور هورالعظیم) به علت برخورداری از پشتوانه آتش مناسب در منطقه تقریباً احساس خطر کمتری می‌کرد به خصوص آن که راه‌های مواصلاتی به خشکی بسیار محدود بود.

- تمرکز نیروهای زرهی عراق در منطقه حسینیه تا شمال غربی زید است و چنین استنباط می‌شد که دشمن این منطقه را خطرناک‌ترین معبر دانسته و حداکثر توان زرهی و آفندی خود را در این منطقه به کار گرفته است.

- گسترش توپ‌خانه‌های عراق در جنوب کانال ماهیگیری با استعداد زیاد، نشان دهنده وحشت و ترس دشمن از معبر حسینیه و زید به طرف نشوه است؛ زیرا دشمن در اغلب عملیات‌ها به علت جابه‌جایی توپ‌خانه دچار وقفه در عملیات می‌شده و در این منطقه با تجدید نظر در آرایش خود، آنها را به پشت کانال ماهیگیری تغییر موضع داده تا به زودی به دست رزمندگان نیفتد.

- گسترش همه جانبه واحدهای نظامی عراق در منطقه نشانگر پدافندی در شمال منطقه از طلایه قدیم تا کوشک و از پاسگاه زید تا پاسگاه حدود می‌باشد اما گسترش دشمن در منطقه حسینیه تا شمال غربی زید علاوه بر پدافند، توان آفندی نیز دارد لیکن چون توپ‌خانه‌ها را در محل پدافندی مناسب مستقر کرده، لذا گسترش زرهی فوق در منطقه به منظور جلوگیری از تک نیروهای خودی از معبر زید و حسینیه می‌باشد.(۸)

استحکامات و موانع عراق در منطقه عمومی عملیات خیبر

بنابر گزارش‌های متعدد از منابع اطلاعاتی قرارگاه‌های کربلا، نصرت و تیم‌های شناسایی یگان‌های مستقر در هور، شکل آرایش دشمن متأثر از دکترین نظامی روسیه می‌باشد که به شکل آرایش یک گروهان تا رده گردان کشیده شده است. به گونه‌ای که خطوط ارتباطی تا رده تیپ، جاده آسفالت و تا رده گردان، جاده شنی است. نحوه‌ی حفاظت از مقر قرارگاه‌ها عمدتاً به شکل دایره‌ای یا مثلثی است. در خط حد لشکرها، معمولاً تا استعداد یک گروهان به عنوان کمین در جلوی خطوط اصلی هر گردان انجام وظیفه می‌کنند – و پس از ۱۵روز با یک گروهان دیگر در خط تعویض می‌شوند- طول خط پدافندی هر گردان ۱۳۰۰ تا ۱۵۰۰ متر است که یک گروهان در آن به شکل مثلثی آرایش می‌گیرد، هر دسته این گروهان در پشت یک خاکریز که به طول ۱۵۰متر است مستقر هستند و از تجهیزاتی نظیر دوشکا نیز بهره می‌برند. موانع معمولاً از دو عمق برخوردارند. موانع اولیه دارای عمق کم (۱۰۰متر) بوده که از یک رشته سیم خاردار سپس یک ردیف مین منور و بعد از آن مین‌های ضد نفر و ضد تانک تشکیل می‌شود. مین ضدنفر از نوع فشاری، جهنده و مین‌های سه شاخه‌ای می‌باشد.

البته قبل از موانع اولیه، منطقه ممنوعه‌ای به عمق ۳۰۰ متر که عوارض زیر در آن واقع می‌باشد، وجود دارد.

- گروه‌های گشتی که در جلوی میادین مین استقرار دارند.

- نیروهای کمین - که بعضاً بالغ بر ۹ نفر سرباز و یک ستوانیار می‌باشند- جلوی هر گردان مستقر هستند.

فاصله سنگرهای کمین متغیر است که گاهی تا ۵۰ متر هم می‌رسد. روزها عموماً سه نفر تک تیرانداز در سنگر مستقر هستند و شب‌ها استعدادشان بیشتر می‌شود.

همچنین دشمن میدان مین اول که دارای عمق ۱۰۰متر است را توسط یک رشته سیم خاردار محدود کرده، این در حالی است که در برخی محورها یک منطقه خالی به عمق ۵۰ متر وجود دارد که واحد تأمین به استعداد یک گروهان در جلوی هر گردان در این منطقه مستقر است. نیروهای تأمین دارای ۴ کانال می‌باشند که سنگرهای آنان به طرف جلو میدان، احداث شده‌اند و توسط یک کانال مواصلاتی به عرض و عمق ۵/۱متر به صورت مارپیچ به قرارگاه گردان متصل می‌شوند.

میدان مین دوم، به عمق ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر متغیر است و میدان مین سوم به عمق ۱۵ متر که خصوصیات میدان مین اول را دارند.

شکل سنگرها و ترتیب استقرار نیروهای کمین و تأمین: شکل سنگرها و ترتیب استقرار نیروهای کمین و تأمین گرچه به اقتضاء وضعیت زمین و کم و زیاد بودن آب‌گرفتگی‌ها در منطقه حائل با ایران کمی تفاوت دارند، اما عمدتاً از یک شیوه رایج تبعیت می‌کنند. به طور مثال هر تیپ لشکر۸ پیاده عراق، دو گردان در خط، هر گردان ۳ گروهان در خط و یک گروهان احتیاط دارد. گروهان‌ها معمولاً ۵۰۰ متر را تحت پوشش پدافندی دارند. هر گروهان ۳ دسته، که دسته‌های سوم پشت ۲ دسته فوق گسترش دارند و قرارگاه گروهان در ۳۰ متری پشت دسته سوم قرار دارد. قرارگاه گردان در ۵۰۰ متری پشت گروهان و در خاکریز مثلثی شکل قرار دارد. نیروی گروهان‌ها و دسته‌ها توسط یک کانال مواصلاتی به عمق ۵/۱ متر و عرض ۸۰ سانتی‌متر با هم ارتباط دارند.

- در سنگرها روزنه‌ی آتش تعبیه شده‌ است.

- تیربارهایی در جناح و در معابر نیروی تأمین استقرار داده شده‌اند.

- گردان احتیاط که در پشت کانال‌ها به صورت خطی آرایش دارند، در زمان‌هایی که خط اول جبهه به آن‌ها نیاز داشته باشد، یک گروهان را به صورت کمین مأمور خط مقدم می‌کند. قرارگاه گردان معمولاً در فاصله ۵۰۰ متری پشت گروهان‌ها قرار دارند.(۹)

از دیگر سفارشات و رهنمودهای فرماندهان عالی‌رتبه به یگان‌های مستقر در منطقه، ساخت سنگرهای بتونی و استفاده از سلاح‌های شعله‌افکن در خط مقدم بود. بر این اساس و در پی رهنمودهای جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح عراق مقرر شد تا یگان‌های پدافندی در خصوص ساخت مواضعی به شکل سنگرهای بتونی یا سنگرهای معمولی که بخشی از آن‌ها دارای شیارهای پدافندی هستند، تلاش کنند.(۱۰)

همچنین براساس اطلاعات جمع‌آوری شده، وضعیت کانال‌های آتش، موانع سیم‌خاردار، میادین مین، مواضع تانک و نفربرهای عراقی‌ در منطقه عمومی (عملیات خیبر) بدین شرح گزارش شد.

کانال‌ها:

- ابعاد کانال‌ها به گونه‌ای است که حفاظت نسبی از گلوله‌های زمانی و گلوله‌های دیگر را تا جایی که امکان دارد، تأمین می‌کند.

- کانال‌ها دارای عمق مناسب برای تیراندازی هستند.

- کانال‌ها عمدتاً دارای میدان تیر مناسب بودند و مانعی که تیراندازی را محدود و بر بُرد مفید سلاح تأثیر منفی داشته باشد، وجود ندارد.

- کانال‌ها به گونه‌ای مهندسی و طراحی شده‌اند که آتش متقابل میان مواضع همجوار برقرار است.

محل‌هایی برای نیروها جهت بهره‌برداری از نارنجک‌ها در نظر گرفته شده است.

همچنین محل‌هایی متعدد و نزدیک به هم برای حفظ مهمات ذخیره احداث گردیده است.

در کانال‌ها محل‌هایی برای خروج و یا منحرف ساختن آب- با هدف اجرای جنگ آب- وجود دارد. کانال‌ها عمدتاً به گونه‌ای هستند که راه‌های ارتباطی بین قرارگاه‌های دسته به گرو‌هان و نیز نقاط نزدیک برقرار است.

پناهگاه‌ها:

- پناهگاه‌ها، نزدیک سنگر آتش احداث شدند، از طریق کانال‌های نفررو حفاری شده با یکدیگر ارتباط دارند و حداکثر گنجایش آنها ۵ تا۶ نفر در نظر گرفته شده تا از تجمع افراد جلوگیری شود.

- پناهگاه‌ها برای امنیت بیشتر نیروها، مسقف ساخته شده‌ و تا جای امکان نزدیک محل نصب شیب قرار دارند.

- در برخی پناهگاه‌ها مکانی برای حفظ سلاح و مهمات از اثرات باران و گرد و خاک در نظر گرفته شده است.

کانال‌های آتش: این کانال‌ها به عرض ۶۰ و عمق حداقل ۱۱۰سانتی‌متر و تا جای امکان به صورت مارپیچ احداث شده‌اند و نیروهای مستقر در آن میدان دید و تیر مناسبی برای پوشش دادن معابر وصولی (آبراه‌ها) و معابر موجود در موانع دارند.

سیم‌های ‌خاردار و مین‌ها: به منظور تأمین حفاظت افراد مستقر در کانال‌های آتش در برابر پرتاب نارنجک‌های دستی، سیم‌های ‌خارداری با عمق ۵۰متر جلوی کانال‌ها به کار برده شده‌اند، همچنین برخی آبراه‌های مهم –که به عنوان معابر وصولی بودند- با هدف جلوگیری از تردد گروه‌های گشتی رزمی به وسیله سیم‌های خاردار مسدود می‌شوند. علاوه بر این نیز سیم‌های خاردار در جلوی مواضع، میادین مین را محافظت می‌کنند. اما در همین رابطه دشمن برای فریب رزمندگان و کشاندن نیروها به میدان مین، آبراه‌های دروغین (فریبنده‌ای) را در نظر گرفته بود، به طوری که این آبراه‌ها تا نزدیک مواضع دشمن فاقد موانع حساسیت برانگیز بودند و نیروهای دشمن در حوالی میادین مین یا به صورت کمین و یا گروه‌های گشتی رزمی به سر می‌بردند.

سلاح‌های پشتیبانی‌کننده: سلاح‌های پشتیبانی‌کننده نظیر تیربارها به گونه‌ای مستقر بودند که تعیین قوس آتش آن‌ها متقاطع بود و یا سلاح‌های ضد هوایی که علاوه بر استتار مناسب به نحوی استقرار یافته بودند که تقاطع قوس‌های آتش آن‌ها و نیز عدم وجود شکاف میان آن‌ها رعایت شده بود. تانک‌ها نیز در حال افقی آرایش داشتند تا زاویه کور آن‌ها به حداقل ممکن برسد که تأمین پشتیبانی متقابل و تأمین حفاظت آن‌ها توسط نیروهای پیاده (پیاده نظام) در شب انجام می‌شد.(۱۱)

تغییرات و تصمیمات جدید فرهاندهان عراقی

بدیهی بود که جمع‌آوری اطلاعات از دشمن برای تیم‌های شناسایی خودی بی‌‌خطر نبود، برخورد با نیروی کمین یا نیروهای گشتی رزمی دشمن و بروز برخی درگیری‌ها، گاه منجر به شهادت یا مجروحیت و حتی به اسارت در آمدن آن‌ها می‌شد[۱۲]  و همین مساله سبب افزایش حساسیت و هوشیاری عراقی‌ها در خصوص تحرکات نیروهای خودی می‌گردید. با گذشت زمان و مشاهده افزایش فعالیت رزمندگان، آنان نیز متناسب با وضعیت جدید، تمهیدات دفاعی تاکتیکی با هدف مقابله با تحرکات و عملیات‌های احتمالی رزمندگان اتخاذ ‌کردند، از جمله تاکتیک‌ها، تقویت سازمان رزم، تقویت موانع و استحکامات، آموزش، جنگ آب، و... بود.

قوای عراقی در پی ماه‌ها حضور در منطقه شرق بصره و اطلاعاتی که به تدریج از فعالیت‌ نیروهای خودی در خطوط پدافندی کسب کرده‌ بودند، با در نظر گرفتن توانایی‌های رزمندگان، روش‌هایی را برای مقابله با آنان طراحی کردند. از نظر فرماندهان عراقی نقطه قوت ایرانیان در ۱۵ شاخص مورد توجه قرار داشت. از جمله:

- رزم شبانه

- جمع‌آوری اطلاعات

- هدف قرار دادن مکان‌های مهم نظیر قرارگاه‌ها، توپ‌خانه‌ها، خطوط اول، ارتفاعات، دژبانی‌ها و نیروهای احتیاط

- طرح ریزی خوب به سمت هدف

- گشودن معابر و شکاف‌هایی در میادین مین

- احداث سریع خاکریزها و جاده‌ها

- حفظ دور تک در چندین مرحله با به کارگیری نیروی انسانی

- به کارگیری موشک‌های ضد تانک

- توانایی رزم در کلیه مناطق و شرایط جوی

- فریب تاکتیکی

- قدرت مانور با سلاح‌ها

- توانایی استتار و مخفی کردن نیروها

- تأثیر عوامل مذهبی بر روحیه نیروها

- انجام عملیات نفوذی و ظاهر شدن پشت نیروها

- شایستگی در فرماندهی مشترک

فرماندهی سپاه سوم و نیز فرماندهی لشکر۲۶ پیاده – تاکتیکی، هر کدام برای مقابله با نقاط قوت رزمندگان راه‌های مختلفی را مورد تدبیر قرار ‌داده و آن را به یگان‌های تحت امر خود ارسال داشتند. در بخشی از این تدابیر، جنبه‌های آموزشی و در بخشی دیگر جنبه‌های تاکتیکی مورد توجه قرار گرفته بود.

از جمله تدابیر:

- آموزش عالی شبانه جهت اجرای پاتک و به کارگیری سلاح در شب.

- کنترل زمین ممنوعه با اعزام نیروهای پوششی، گروه‌های گشتی و کمین.

- تکمیل سیستم مواضع، استحکامات و مراقبت مستمر از آن‌ها.

- احداث شبکه‌های متعدد از موانع با ایجاد میدان مختلط مین، سیم‌های خاردار چادری و موانع سیمی.

- مراقبت مستمر از فعالیت‌ها، تحرکات و انگیزه‌های دشمن.

- آموزش و تأمین نیروهای احتیاط فعال.

- تحکیم و تقویت کانال‌های آتش طبق اصول نظامی.

- هماهنگی سلاح‌های پشتیبانی کننده و تأکید بر استقرار تیربارها در جبهه و جناحین.

- اجرای تک‌های محدود و عملیات تعرضی بر مناطق گسترش نیروها و سلاح‌های دشمن.

- طرح فریب دشمن با سلاح‌ها و دستگاه‌های بی‌سیم.(۱۲)

ادامه دارد...

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.